نقد فیلم رییس
کارگردان و فیلمنامه نویس و تهیه کننده : مسعود کیمیایی / فیلمبردار: علیرضا زرین دست و اکبر ناظمی / تدوینگر : مصطفی خرقه پوش / موسیقی فرزین قره گوزلو / چهره پرداز : عاطفه رضوی / صدابردار و صداگذار : اسحاق خانزادی / طراح صحنه و لباس : کیوان مقدم / جلوه های ویزه: اصغر پور هاجریان / بازیگران : فرامرز قریبیان (رضا) – امین تارخ(سرهنگ) – پولاد کیمیایی (سیامک) – مهناز افشار(طلا) – لعیا زنگنه (فرشته) – خسرو شکیبایی (دکتر) – داریوش ارجمند(رییس)
مدت : 110 دقیقه رنگی.
رضا به خاطر پسرش ((سیامک)) که در قعر سیاهی و در معرض تباهی است وارد ایران میشود. وی از گذشته رفیقی دارد که سرهنگ پلیس است. سرهنگ نیز به دنبال سیامک است. رضا به دلیل اتهام قتل سالها از ایران گریخته است و و سرهنگ به دنبال او نیز هست . طی جریانی بیگناهی رضا ثابت میشود و هر دو برای یافتن و نجات سیامک تلاش میکنند. رییس (داریوش ارجمند) پخش کننده (مواد مخدر) مرد قدرتمند و تبهکاری است . او از این که سیامک به همراه دختر دلخواهش (طلا) از دایره او بیرون رفته اند بسیار خشمگین است به خصوص اسناد مهمی نیز مربوط به مشتریان و اعضای باند نزد سیامک مانده است . رییس دستور دستگیری آنها را به اعضای باند خود داده است . سیامک و طلا به دام می افتند و نزد رییس برده میشوند . رییس مهمهنی بزرگی ترتیب داده است . سیامک کتک خورده و مصدوم را درون قفس سگ های وحشی می اندازند . در پایان رضا و سرهنگ هر دو به کمک سیامک و طلا میروند نشانی محل را یکی از اعضای باند به نام ((فرخ)) که از دوستان قدیم رضا است برای آنها پیغام میگذاشته . مهمانی رییس به هم میخورد و او توسط یکی از اعضای باند خود کشته میشود.
رییس بیست و دومین فیلم سینمایی کیمیایی است. کیمیایی در فیلم هایش روایت را به نفع فرم کمرنگ میکند این نقیصه را در فیلم ((رییس)) نیز شاهد هستیم. او قدرت زبان تصاویر سینمایی و فضاسازی را جدا از قصه و روایت نشان داده است. او با توسل به تصادف و وقایع غیر متعارف و اغراق ها به نمایش پاره ای میزانسن ها در صحنه ها و زوایا می پردازد و این کار را گویی با لجاجت انجام میدهد.
او فیلم هایی میسازد که قطعا لحظاتی ممتاز را در خود دارند. اما در نهایت هر فیلم او دارای رخنه خلل فراوان میشود تا او نتواند اثری منسجم ارایه دهد. ضعف فیلمنامه در آخرین ساخته کیمیایی مشهود تر است گر چه این ضعف برای او اهمیت ندارد. برای یک کارگردان بزرگترین خطر آن است که حین فیلمبرداری و ساختن فیلم کنترل خود را بر فیلم از دست بدهد. که این در واقع علت مشترک تمام شکست ها و مصایب در سینما است . در فیلم رییس با بخش هایی مواجه میشویم که فیلمساز به دلیل لفاظی و حفظ دیالوگ های شعاری ویژه و آشنای خود به نظر میرسد که تسلط خود را بر فیلم از دست داده است. این وضعیت را در سکانس های پایانی فیلم بیشتر شاهد هستیم. به نظر میرسد وی اجازه داده است که عوامل فیلم مانند: فیلمبردار و داریوش ارجمند و پولاد کیمیایی خود را به فیلم تحمیل کنند و منظور از تحمیل تکروی و پر اهمیت کردن و پر رنگ کردن سلیقه آنان است. در نتیجه کار درخشان (خسرو شکیبایی) و فرامرز قریبیان و امین تارخ و لعیا زنگنه نادیده گرفته شده و قربانی میشوند.همذات پنداری در مخاطبین فیلم های کیمیایی همیشه با بروز گرایشات ناسالم در آنها همراه بوده است. او در فیلم هایش به ویژه در ((رییس)) آنقدر صحنه های رفتار معتادان را طولانی و همراه با زیباسازی به نمایش میگذارد که تماشاگر نه تنها قبح اعمال شخصیت ها را در آن پلا ها فراموش میکند بلکه جذب رفتارهای این شخصیت ها و عدم ترحم نسبت به آنها میشود. بنابراین فیلم ((رییس)) نه تنها آموزشی برای جلوگیری از رفتارهای اجتماعی مذموم و ناشایست به جنایت –اعتیاد – خیانت و عدم ناموس پرستی نیست بلکه همذات پنداری مخاطب های جوان با شخصیت های منفی فیلم را رقم میزند. شاید این پدیده بدان دلیل واقع میشود که هر آن چه تماشاگر طی سالیان از دشمنی های افراد نسبت به یکدیگر دیده است به طور یک جا در این فیلم کیمیایی میبیند. اکثر نماهای یک فیلم حادثه ای به طور معمول از سه تا ده ثانیه طول میکشند پس لزوما هر نما واجد یک حوزه اطلاعاتی برای تماشاگر است. در فیلم رییس این اطلاعات در خیلی از موارد مبهم یا به کلی نامفهوم و غیر قابل درک هستند چون قصد و هدف کارگردان از اول مبهم بوده و وی نتوانسته قصدش را به روشنی بیان کند و علت آن عدم رعایت قانون روایت به عنوان اساس عمده سینما است.
یکی دیگر از نقاط ضعف فیلم عدم پیچ و گره غیر عادی و خاص است که بدین دلیل تماشاگر را در درام فیلم سهیم نمیکند. دلمشغولی کیمیایی در فیلم ((رییس)) به جز شعار های ناموس پرستی و رفاقت و لوطی گری مساله اعتیاد و مافیای فروشندگان مواد مخدر و اشاعه فساد در میان جوانان است. وی که انگیزه اش را ارایه افکارش درباره زندگی – انسان – عشق و پول میداند . با وجود استفاده از امکانات فیلمسازی و گرفتن بازی های بسیار خوب از هنرپیشه ها و بداهه سازی های استادانه که ناشی از خلاقیت در کارگردانی اوست از بیان پیام و هدف خود ناکام می ماند. در فیلم رییس دیالوگ ها و لحن ادای آنها در همه شخصیت ها مشابه است. از زن و مرد – راننده کامیون – دکتر – سیامک- رضا – فرشته همه فرهنگ گفتاری لاتی کنایه آمیز مشابه دارند. همه در هجو و به تمسخر گرفتن رفتارهای ناجوانمردانه و در رسای رفاقت و عاشقیت میگویند. استفاده تعریف از بداعت ساختاری فیلم رییس کاربرد فلاش بک در فیلم که موجز و با استفاده از آمبیانس و افکت اشیا و صدای آدم ها است موجب حذف بسیاری از صحنه هاست و ما را از دیدن تصاویر وقایع بی نیاز میکند. وجود صدای بسته شدن زیپ ساک پول (وقتی از آن سخن به میان می آید) - صدای شلیک گلوله – جیغ و فریاد قربانی ها – هوشیارانه و از نکات مثبت فیلم است. در فیلم ((رییس)) چاقو جای خود را به اسلحه گرم و حیوانات خطرناک داده است و تبدیل به جنگل ششلول شده است. کیمیایی در فیلم رییس خشن تر و عاشق تر از گذشته شده است. خشن تر زیرا این همه خون و ستم از نظر کیفی و کمی حتی در قیصر هم وجود نداشت و عاشق ترزیرا که که در رییس ماجراها بعد خصوصی ندارند. دیگر ناموس خواهر نیست همه چیز دور محور زندگی و معیشت میچرخد. فیلم رییس فیلم خود اوست . رییس را نمیتوان فیلم خوبی از کیمیایی دانست اما پیش از آن باید این نکته را گفت که رییس به رغم آن که فیلم خوبی از کیمیایی نیست پیام خوبی دارد و در مجموع میتوان آن را در رده فیلم هایی دانست که نظراتی اجتماعی و انتقادی تند در آن نهفته است.
کیمیایی در سناریوی خود مساله فساد در طبقات مختلف اجتماعی و روند فاسد سازی در شرایط زمان معاصر را بدون ملاحظه مطرح می کند. اما او در فیلم خود هیچ نویدی برای اصلاح جامعه نمی دهد زیرا او تخم های شیطان را پراکنده میداند و سایه آنان را ماندگار به همین دلیل در پایان فیلم رضا پدر سیامک به همراه دوستش سرهنگ می آید تا تنها پسر خود را نجات دهد و به قول معروف کلاه خود را نگه دارد و فرزند آسیب دیده اش را بر دوش می اندازد و از مهلکه بیرون می برد.

